تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
سبكسرى ، از اين رو به زن خود گفت : / 137 تو بر من همچون پشت مادرم هستى ، بعد بر آنچه گفته بود پشيمان شد و ظهار كردن از طلاقهاى اهل جاهليّت بود . پس به زنش گفت : بيگمان تو بر من حرام شده‌اى ، زن گفت : چنين مگو ، نزد پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) برو و از او بپرس . گفت : مىبينم شرم دارم كه چنين پرسشى از او بكنم . زن گفت : بگذار من از او بپرسم ، گفت : تو از او بپرس ، پس آن زن نزد پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) آمد ، در حالى كه عايشه نيمى از سر آن حضرت را مىشست ، آن گاه گفت : اى پيامبر خدا ، شوهرم اوس بن صامت مرا در حالى كه جوان و توانگر بودم و دارايى و خاندان داشتم به همسرى گرفت ، تا اين كه دارايى مرا خورد و جوانى مرا نابود كرد و خاندانم پراكنده شدند و خود كهنسال شدم ، اكنون مرا ظهار كرده ولى پشيمان شده است ، آيا راهى وجود دارد كه مرا در همسرى او نگهدارد ؟ مرا زنده و سرخوش فرما ! پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) گفت : تو بر او حرام شده‌اى ، عرض كرد : اى پيامبر خدا ! سوگند به آن كه قرآن را بر تو فرو فرستاد ، شوهرم نامى از طلاق نبرد ، و او پدر فرزندانم و محبوبترين كسان من است ، حضرت ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) گفت : جز اين نمىدانم كه تو بر او حرام شده‌اى و به من نيز دربارهء تو فرمانى نداده‌اند ، وى ديگر بار مطلب را با پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) باز گفت ، و چون پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به دو گفت بر او حرام شده‌اى ، بانگى برآورد و گفت : نيازمندى و تنگدستى و سختى حال خود را به خدا شكايت مىبرم . بارالها ! پس بر زبان پيامبرت بفرست . و اين نخستين مورد ظهار در اسلام بود ، و عايشه برخاست تا جانب ديگر سر پيامبر ( ص ) را بشويد ، و آن زن گفت : اى پيامبر خدا ، خداوند مرا فداى تو كند ، در كارم نظرى كن ! عايشه به دو گفت : اى زن سخن و مجادله‌ات را كوتاه كن ، و خاموش شو ! مگر چهرهء پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) را نمىبينى ؟ و هر گاه وحى بر پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) نازل مىشود مانند خوابى سنگين حضرتش را در مىربود ، چون وحى پايان يافت ، پيامبر ( ص ) گفت : شوهرت را فراخوان ، آن گاه پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) بر او تلاوت كرد : «
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها . . .
-