علت وجود أشيا را بدانند ؟ به نظر من تمام دانشمندان بهدنبال علت أشيا مىگردند . علوم تجربى مخصوص همين كار است كه علت يا بى كند . مردم عوام و انسانهاى بىسواد اگر ببيند هوا پنج درجه سردتر و يا گرمتر شده است ، اصلًا نمىپرسد كه چرا هوا سرد شده است ؟ براى اينكه سردى را مربوط به طبيعت مىدانند ، مىگويند چون زمستان نزديك است هوا نيز سرد شده است ، پس سردى هوا چرا نمىخواهد ، فصل سردى رسيده و هوا هم سرد شده است .
به نظر شما انسانهاى دانشمند نيز اين چنين مىگويند ؟ اگر بگوييد بلى ، اشتباه است ؛ براى اينكه سردى هوا از خود علت دارد ، دانشمندان در صدد هستند تا علت آن را پيدا كنند . هر معلول از خود علت دارد ، مثلًا براى چه در پُشت دست فلان شخص يك دانه بهوجود آمده است ؟ اگر نزد داكتر متخصص برويد ، مىگويد : اين دانه از خود علت دارد ، حالا داكتر مؤمن باشد يا كافر فرق نمىكند ، داكتر متخصص چه به خدا ايمان داشته باشد يا نداشته باشد ، علت مرض را مىفهمد ، مىگويد : اين دانه بدون علت بهوجود نمىآيد ، بايد علت آن را جستجو كنيم . اگر بدن كسى ورم كرده باشد ، هيچ داكترى در دنيا پيدا نمىشود كه بگويد ، خود به خود ورم كرده است ؛ حتماً مىگويد توسط فلان علت بدن شما ورم كرده است . دانشمندان حتى براى چيزهاى جزئى كه در دنيا وجود دارند علت قايل مىشوند ، هيچ دانشمندى نمىگويد : فلان چيز خود به خود بدون علت بهجود آمده است ؛ زيرا انسان عاقل معلول بدون علت را قبول نمىكند .
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٩٨