علت خلقت را رحمت خود بيان مىكند ، يعنى من چيزى را خلق نكردم جز اينكه بخواهم رحمت خود را بر او بگسترانم ؛ اگر آنان از رحمت من فرار كند مربوط به خودشان است . واقعاً تا انسان هدايت نشود عبادت هم نمىتواند ، بايد انسان در ابتداء هدايت شود تا بتواند عبادت پروردگار خود را بهجا آورد . ظاهراً هر دو آيه معناى واحدى را مىرساند ، چونكه انجام عبات بدون رحمت پروردگار دشوار است . در آيه ديگر مىفرمايد :
« الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ »
« 1 » خدا كه مرگ و حيات را آفريد ، براى اين بود كه شما را آزمايش كند ، شما را مورد امتحان قرار دهد تا كدام يك از شما عمل نيك را انجام مىدهيد . آزمايش در واقع همان تكليف است كه تكليف نيز از سلسله مراتب عبادت است ؛ اگر تكليف وجود نداشته باشد عبادت هم صورت نمىگيرد .
آرزوى بچهگانه
در اينجا يك مطلبى ديگر نيز وجود دارد ، ممكن است كسى سؤال كند كه اگر خداوند جل جلاله به هدف عبادت ما را خلق كرده است ، چرا براى ما تكليف قرار داد ؟ در حالىكه او به عبادت بندگانش محتاج نيست . چرا از همان ابتداى خلقت ما را بدون تكليف به بهشت نبرد ، تا مرتكب معصيت نگرديده و مورد غضب او نيز قرار نمىگرفتيم ؟ به نظر من اين فكر يك آرزوى بچهگانه است كه بدون درك مصلحت ،
هامش
( 1 ) - ملك / آيه 2