انسان نمىتواند كارى را بدون هدف مشخص ، انجام دهد . اگر كسى بدون هدف شروع به انجام كارى كند ، در واقع ديوانه و يا شبيه ديوانه است ، مثل بچههاى كوچك ، به محض اينكه داخل كوچه مىروند ، شروع مىكنند به جمع كردن خاكهاى روى كوچه ، بدون اينكه بداند خاكرا براى چه جمع مىكنند وقت خود را تلف و لباسهاى خود را كثيف مىكنند . انسان عاقل بايد براى شروع هر كارى هدف داشته باشد ؛ مثلًا كسىكه ميز را به نجار سفارش مىكند هدف دارد . يا خودش به اين ميز ضرورت دارد ، يا براى فروش آن را مىسازد . به اين مىگويد ، علت غايى ، يعنى هدف از ساختن يك چيز بايد مشخص باشد و انسان بداند براى چه ميز را درست مىكند ؟ .
سوم : علت مادى است ، به اين معنىكه براى ساختن يك ميز به چوب ضرورت است ، اگر چوب نباشد ، نجار نمىتواند ميز چوبى بسازد . فاعل وقتى مىتواند چيزى را بسازد كه امكانات مادى آن فراهم باشد ؛ اگر امكانات مادى وجود نداشته باشد ، چيزى ساخته نمىشود . ممكن نيست كه نجار بدون چوب ، يك ميز چوبى درست كند ، يا يك آهنگر بدون آهن دروازه فلزى بسازد .
چهارم : علت صورى است . بايد ابتداء شكل ميز ترسيم شود و فاعل بايد بداند كه ميز را به كدام شكل درست كند ؟ صورت و ديزاين ميز بايد از قبل مشخص باشد ، هروقت صورت ميز را به تصوير بكشد ، آنگاه نجار مىتواند ميز را به صورت مطلوب درست نمايد .
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 273
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٧٣