پيدا مىكند ، در اين صورت انسان بهكسى ظلم و تعدى نمىكند ، به ناموس مردم متعرض نمىشود و به مردم خود خيانت نمىكند .
علتهاى أشياى مادى
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
موضوع بحث ما علت خلقت موجودات بود . مىخواهم عرض كنم كه هرچيز مادى داراى چهار علت است . به عنوان مثال ، اگر كسى بخواهد يك صندلى ( چوكى ) يا يك ميز درست كند ، به علل چهار گانه ضرورت دارد و بايد اين چهار عامل وجود داشته باشد تا ميز درست گردد ، بدون اين چهار عامل يا چهار علت ، بهخودى خود ميز يا صندلى درست نمىشود .
اول : علت فاعلى ، يعنى براى ساختن يك ميز بايد نجار وجود داشته باشد ؛ اگر نجار وجود نداشته باشد ، خروارهاى چوب هم اگر انبار شده باشد به درد نمىخورد ؛ زيرا چوب بدون نجار ميز درست نمىشود ، چوب براى ساختن ميز لازم است ؛ اماّ بدون نجار ممكن نيست ، نجار بايد از چوبها تخته درست كند و آنهارا با وسايلى كه لازم دارد به همديگر تركيب نمايد . پس علت فاعلى يك چيز مادى مانند ميز يا چوكى ، نجار است و بدون نجار درست نمىشود .
دوم : علت غايى است ؛ يعنى هدف نجار از ساختن ميز چيست ؟ و براى چه آن را درست مىكند ؟ بايد ابتداء هدف مشخص باشد ؛ زيرا كار بدون هدف معنا ندارد و