كنند ، چنين ارواح در واقع از هر حيوان درنده ، درندهتر مىشوند و به همين دليل آنان جز بهخود به چيزى ديگر فكر نمىكنند .
آيا هيچ مىدانيد كه از اوايل قرن بيستم تا كنون چه قدر انسان كشته شده است ؟ چهقدر به ناموس مردم تجاوز صورت گرفته است ؟ چه قدر زير بناى اقتصادى مردم خراب گرديده است ؟ به گمان من اگر صدها كتاب دراين مورد نوشته شود ، بازهم كفايت نمىكند . با توجه به اين همه جنايات بازهم بشريت در فكر اصلاح خود نيستند و همچنان در مقابل خدا تكبر مىكنند . خيلى اوقات ممكن است در ذهن انسان خطور كند كه تذلّل براى خدا چه فايده دارد ؟ خضوع و خشوع براى او يعنى چه ؟ خداوند جل جلاله به تذلّل ما ، به خضوع و خشوع ما به نيايش ما هيچ احتياجى ندارد ، پس چرا در مقابل او خشوع كنيم ؟ اين موضوع اشتباه است خضوع و خشوع براى خداست ؛ ولى فايدهاش بهخود انسان مىرسد . اگر ما در مقابل خدا خضوع و خشوع كنيم و از خوف او بترسيم ، حتماً با بندگان خدا نيز با عدالت و مهربانى رفتار مىكنيم ، هيچ وقت به مردم ظلم نمىكنيم ، بهمال و جان مردم تعدى نمىكنيم ، به ناموس كسى تجاوز نخواهيم كرد ؛ وقتىكه تعدى و تجاوز از بين برود مسلماً عدالت اجتماعى نيز برقرار مىشود ، تمايلات عالى انسانى به وجود مىآيد ، همه باهم احترام مىگذارند ، در نتيجه دنيا براى همهى مردم گلستان مىشود . اگر روح انسان سركش و طغيانگر به بار بيايد ، فرعون درست مىشود ، فرعون شاخ و دم نداشت مثل ديگران آدم بود ، منتهى غرور و تكبر و حُب قدرت او را ديوانه كرده بود .
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 270
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٧٠