يا فلان چيز در حوادث روز مره ما مدخليت دارد ؛ مثل مشركين قريش كه بتهاى خود را در حوادث روز مره دخيل مىدانستند . مشركين قريش خدا را قبول داشتند ؛ ولى حوادث و حاجتهاى روز مره خود را از بتهايىكه خود تراشيده بودند مطالبه مىكردند . آنان عقيده داشتند كه بتها مىتوانند به كارهاى روز مره شان مدخليت داشته باشند و حوايج آنان را برآورده سازند .
شفيع قرار دادن
اگر كسى اعتقاد داشته باشد كه ولى و يا نبى در حوادث روز مره مردم مدخليت دارد و مىتواند حاجتهاى آنان را برآورده كند ، به شرك مبتلا گرديده و در واقع براى خدا شريك قرار داده است ؛ زيرا هيچ كسى جز خدا نمىتواند حاجت انسان را برآورده كند . در مجراى آفريدن أشيا و به وجود آوردن حوادث فقط اراده خدا مدخليت دارد و بس . البته اشتباه نشود ، شفيع قرار دادن كسى به نزد خدا غير از شرك است . انسان مىتواند كسى را در نزد خدا شفيع خود قرار دهد ، مثلا بگويد : خدايا بهحق پيغمبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه وآله و سلم كه در نزد تو مقام و مرتبه بالا دارد فلان حاجت مرا برآورده فرما . اينگونه اگر كسى را شفيع قرار دهد اشكال ندارد . در قرآن مجيد نيز به اين موضوع اشاره شده است . قرآن خطاب به پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله و سلم مىفرمايد :
« وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً »
« 1 »
هامش
( 1 ) - نساء / آيه 64