مهمانان نا شناخته
« هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ الْمُكْرَمِينَ »
آيا خبر مهمانهاى بزرگوار ابراهيم به تو رسيده است ؟
« إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ »
آنگاه كه بر او وارد شده سلام گفتند ، گفت سلام برشما ، ( ولى باخود گفت اينان ) گروهى ناشناسند .
مهمانانىكه بر حضرت ابراهيم عليه السلام وارد شدند انسان نبودند ؛ بلكه در واقع فرشتههاى بودند كه بهشكل انسان نزد ابراهيم عليه السلام آمده بودند . وقتىكه آنان بر حضرت ابراهيم عليه السلام وارد شدند ، گفتند : سلام عليكم ، ابراهيم عليه السلام نيز در جواب آنان فرمودند عليكم السلام اى جمعيتى كه براى من نا شناخته هستيد . ابراهيم عليه السلام فرشتهها را نشناخت ؛ آنان بهصورت ظاهر انسان بودند ؛ ولى ابراهيم عليه السلام بهخوبى متوجه گرديد كه مهمانان او انسانهاى معمولى نيستند ، از نحوه كلام و بيانشان فهميد كه آنان بدون هدف در منزل او نيامدند .
« قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ »
بعضى از مفسّرين گفتهاند كه ابراهيم عليه السلام زمانىكه جواب سلام مهمانان را گفت ، جمله " ناشناخته " را در زبان خود جارى نساخت ؛ بلكه در قلب خود گفت كه اين قوم براى من ناشناختهاند ، براى چه در اين وقت شب ، به