« فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلِيمٍ »
ابراهيم عليه السلام در باطن خود ترسيد ؛ هرچند ترس آنحضرت در چهرهاش پيدا نبود و بهصورت ظاهر وقار خود را حفظ كرده بود ؛ ولى قلباً وحشت كرده بود . ابراهيم عليه السلام نمىدانست كه آنان ملائكه هستند . وقتى فرشتهها فهميدند كه ابراهيم از حضورآنان ترسيده است ، گفتند : « لَا تَخَفْ » از ما خوف نداشته باش ، خود را معرفى كردند ، ظاهراً در اين آيه مبارك دليلى وجود ندارد كه آنان خود را معرفى كرده باشند ؛ اما از قرائن آيه پيداست كه خود را به ابراهيم معرفى كردند ؛ گفتند از ما نترس ، ما ملائكه هستيم و از جانب پروردگار تو آمديم .
« وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلِيمٍ »
و ما يك خبر خوش براى تو آوردهايم ، خداوند جل جلاله يك پسر دانا ، عالم و با كمال براى تو عطا مىكند .
حضرت ابراهيم عليه السلام شايد در آن زمان بيش از صدسال از عمر شريفش گذشته بوده است و بعضىها گفتهاند كه آنحضرت در آن وقت يكصدوبيست ساله بوده است . عمر همسر آنحضرت عليه السلام نيز در حدود نود سال ذكر كردهاند و به همين دليل اين خبر براى ابراهيم عليه السلام چيزى بسيار عجيبى بود . حضرت ابراهيم دو فرزند داشت ، يكى حضرت اسماعيل عليه السلام كه جدى پيغمبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه وآله و سلم است و ديگرى حضرت اسحاق كه جدى بنى اسرائيل مىباشد . از حضرت اسحاق ، يعقوب بهدنيا آمد و حضرت يعقوب همان اسرائيل پدر بنى اسرائيل است . ظاهراً مراد از " غلام عليم "