ابراهيم عليه السلام خيلى مهمان نواز بود ، ممكن است علت رفتن او نزد خانوادهاش به گونهى كه مهمانان متوجه نشوند اين بوده باشد كه مهمانان متوجه نشوند كه او براى آنان غذا تهيه مىكند ؛ زيرا بعضى از مهمانان براى اينكه صاحب خانه را به زحمت نيندازد ، مانع تهيه كردن غذا مىشود . " فَرَاغَ " به راه رفتنى گفته مىشود كه با تدبير و مهارت خاص باشد و كسى متوجه او نشود . ابراهيم عليه السلام با مهارت خاص در نزد خانواده خود رفت تا مهمانان متوجه نشوند كه او براى شب چيزى تهيه مىكند .
بشارت به حضرت ابراهيم عليه السلام
« فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قالَ أَ لا تَأْكُلُونَ . »
ابراهيم عليه السلام گوشت گوساله چاق را بريان كرده بود ، يا به اصطلاح امروزى كباب درست كرده بود . كباب گوشت گوساله را پيش مهمانان گذاشت و گفت : بفرماييد : از اين غذا نوش جان كنيد . يك مرتبه آنحضرت عليه السلام باكمال تعجب ديد كه مهمانان دست بهسوى غذا دراز نمىكنند ، گفت : شما از اين غذا نمىخوريد ؟ ديد كه بازهم مهمانان از خوردن غذا امتناع مىكنند . ترس ابراهيم عليه السلام بيشتر گرديد ، با خود گفت : اولا ، اين جمع براى من نا شناختهاند ، ثانياً آنان براى چه در خانه من آمدهاند ؟ ! ثالثاً ، چرا آنان غذا نمىخورند ؟ ! ابراهيم عليه السلام متعجب شد ، با خود گفت : ممكن است آنان نيت سوءى داشته باشند و مىخواهند مرا بكشند .