« فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ ، وَ ما لا تُبْصِرُونَ »
در مورد اين آيه مباركه ، ميان دانشمندان چهار نظريه وجود دارد . يعنى در واقع ميان دانشمندان چهار دسته وجود دارد كه هر كدام نظر مختلف دارند .
دسته اول : اين دسته نه محسوسات را قبول دارند و نه معقولات را . اينها صوفيستائيه هستند كه يك نوع از ايدهآليستهاى عصر حاضر محسوب مىشوند ؛ اين دسته يا منكراند يا شك دارند و در حقيقت از فطرت بشرى دور شدهاند و هيچ چيز را قبول نمىكنند تاريخچه پيدايش آنان به يونان برمىگردد .
دسته دوم : آنها كسانى هستند كه محسوسات را قبول دارند ؛ ولى معقولات را نمىپذيرند اين دسته به اصطلاح امروزى ، ماترياليستها هستند .
دسته سوم : آنهايى هستند كه معقولات را قبول دارند ؛ ولى محسوسات را قبول ندارند . مىگويند ، آنچه را كه عقل مىپسندد درست است و مطابق واقعيت است ؛ ولى آنچه را كه حواس با شرايط خاص درك مىكنند ، ممكن است اشتباه باشد . لذا ما آنرا قبول نمىكنيم .
دسته چهارم : هم حواس را قبول دارند و هم عقل را . مىگويند هردو درست است . اين دسته در واقع مطابق آيات قرآن عمل مىكنند ؛ زيرا قرآن مجيد مىفرمايد : به آن چيزهاى كه شما مىبينيد و به آن چيزهاى كه شما نمىبينيد ، قسم مىخورم .
خداوندمتعال جل جلاله به انسان هم حواس داده و هم عقل ، هر دوى آن را او براى انسان خلق نموده است ؛ يعنى انسان مىتواند هم توسط حواس و هم توسط عقل ، چيزهايى را درك كند . بنابراين نبايد چيزهاى را كه انسان نمىبيند ، انكار كند ؛ زيرا خيلى اشيايى وجود دارد كه براى انسان قابل مشاهده نيست . همانگونه كه قبلا به آنها اشاره نمودم . مثلًا قوه جاذبه ، قوه دافعه و أتُم را انسان نمىتواند ببيند ؛ ولى