آزادى ، هركس طبق ميل خود چيزى را مىنويسد و چيزى را مىگويد و كسى هم جلو آنها را نمىگيرد .
بعضىها كه به خود جرئت مىدهند پارا از اين فراتر مىگذارند و مىگويند ، نه معنى قرآن از خدا است و نه الفاظ آن ( نعوذ بالله ) هردو ( لفظ و معنى ) از جانب پيغمبر صلى الله عليه وآله و سلم است . اين دسته نه تنها قرآن را قبول ندارند ؛ بلكه تمام كتابهاى آسمانى را متهم مىكنند كه ساخته و پرداخته انبياء اند . اينها چنين جرئت را به خود مىدهند كه بهطور علنى قرآن را رد مىكنند . اما تعجّب از كسانىكه در اجتماع مسلمين زندگانى مىكنند و خود را مسلمان مىدانند ؛ ولى باقلم و بيان ، خودشان موضوع را بين مسلمانان مشتبه مىسازند . اين دسته مىگويند ، معنى قرآن از خدا است ولى الفاظ از پيغمبر صلى الله عليه وآله و سلم است . يعنى وقتىكه معنى قرآن براى پيغمبر صلى الله عليه وآله و سلم وحى مىشد او طبق فهم خود آن را به الفاظ تبديل مىكرد .
در واقع اينها نيز مثل دسته دوم ، منكر قرآن هستند و مىگويند كه هم لفظ و هم معنى هردو از پيغمبر صلى الله عليه وآله و سلم است ؛ زيرا ايشان آن ظرفيت را نداشتند كه معنى را بهصورت واقعى آن بفهمد ، لذا آنحضرت بر اساس ظرفيت ذهنى خود و شرايط محيط ، آيات را بيان نموده است . بنا براين ما مجبور نيستيم كه آن را قبول كنيم و ما بايد قرآن را طورى معنى كنيم كه با شرايط محيطى و زمانى عصر ما سازگار باشد . در حقيقت ايندسته چيزى را مىگويند كه دسته اول بيان مىكردند ؛ منتهى دسته اول بدون ترس قرآن را انكار مىكنند ؛ اما دسته دوم چون از مسلمانان ترس دارند به يك نوع ديگر ، منكر قرآن مىشوند .
من از جوانان عزيز كشور مىخواهم كه خود شان را مقلّد ديگران درست نكنند و هر خرافاتى را كه از كشورهاى مصر ، ايران ، سعودى و كشورهاى غربى به كشور ما آمد ، زود قبول نكنند . وظيفه اسلامى جوانان اين است كه بايد به همه امور
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 86
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٨٦