ايمان نياوردند . حضرت صالح عليه السلام به آنان گفتند كه اين شتر را شما فوق العاده خواستيد و خداوند نيز با قدرت و حمكت خود آن را براى شما خلق نمود ؛ اما اين حيوان به آب احتياج دارد و بايد آب چشمه را تقسيم كنيد . يك روز شتر اين آب را بخورد و يك روز شما از آن استفاده كنيد . روزى كه شتر آب را مىخورد در عوض به شما شير مىدهد و شما مىتوانيد به جاى آب از شير استفاده كنيد ؛ ولى آنها از شقاوت و بدبختى خود به حرف پيامبر خداجل جلاله اعتنا نكردند و شترى را كه خداوند فوق العاده خلق نموده بود كشتند . وقتى شتر را كشتند ، غضب پروردگار بر آنها نازلگرديده و همهى آنها توسط رعد و برق ، لرزش زمين و صداى وحشتناك به هلاك رسيدند . « 1 »
« كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ » « فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ »
قوم ثمود و عاد ، طغيان نمودند و خداوند جل جلاله نيز با يك عذاب طغيانگر آنها را هلاك نمود .
نظام طبيعت بر اين استوار است كه هركسى طغيان كند ، سرانجام بلاى بر او نازل مىشود . اين قانون طبيعت است كه انسان سركش و طغيانگر بايد توسط عذاب سركش و طغيانگر نابود شود و كيفر عمل خود را چه در دنيا و چه در آخرت بايد بىبيند ، همانگونه كه قوم ثمود به آن گرفتار شدند .
قرآن مجيد در آيه بعد ، سرنوشت قومعاد را بيان مىكند . حضرت هود عليه السلام را براى قوم عاد ، مبعوث نمود تا آنها را بهسوى خدا پرستى هدايت كند . قوم عاد نيز همانند قوم هود از نعمتهاى فراوان برخوردار بودند . زمين داشتند ، زراعت داشتند ،
هامش
( 1 ) - هود / آيه 67 - اعراف / آيه 78 - ذاريات / آيه 44