« كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ » .
در آن روزى كه زمين و آسمان همه كوبيده شوند و از بين بروند . خداوند جل جلاله از ميان تكذيب كنندگان در ابتدا قوم ثمود و قوم عاد را معرفى مىكند ؛ زيرا به آنها نعمتهاى فراوان داده بود و از تمدن بهترى برخوردار بودند .
« فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ »
ثمود منطقهى كوهستانى بود كه در بين حجاز و شام واقع است و خداوند جل جلاله حضرت صالح عليه السلام را براى آنها به پيغمبرى مبعوث نمود و آن حضرت بنا به پيشنهاد آنان و به اذن خداوند جل جلاله يك شتر را نيز از بين كوه بيرون نمودند و به آنها سفارش كردند كه اين شتر را مورد آزار و اذيت قرار ندهند و چشمهى آبى كه در آنجا وجود داشت بين آنها و شتر تقسيم نمودند و به آنها فرمودند كه يك روز شتر از اين چشمه آب مىخورد و روز ديگر شما از آن استفاده نماييد . روزى كه شتر آب را مىخورد در عوض به شما شير مىدهد تا به جاى آب از شير استفاده كنيد . آنحضرت به آنان هشدار دادند كه اگر شتر را بكشند و يا اذيت كنند ، عذاب خدا آنها را فرا مىگيرد ؛ ولى آن قوم نادان و جاهل گفتهى پيغمبر خدا را ناديده گرفتند و به آن حضرت ايمان نيآوردند . سرانجام پاهاى شتر را قطع نمودند و آن را كشتند . بعد از كشتن شتر ، غضب خدا نيز بر آنها نازل گرديد .
« فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ »
يك مرتبه صاعقه آمد ، با يك صداى عجيب و غريب ، همه آنها را هلاك نمود . صاعقه مثل آتش است ؛ گويا آتشى آمد و آنها را هلاكت نمود . در آيه ديگر مىفرمايد : صيحه ؛ يعنى يك صدا . در آيه ديگر مىفرمايد : رجفه ؛ يعنى تكان شديد . تا آنجا كه من اطلاع دارم قرآن مجيد راجع به هلاكت قوم ثمود و قوم عاد همين