سه تعبير را به كار برده است . صاعقه ، صيحه ، رجفه . ظاهراً آيات مباركه از يك حادثه با سه تعبير حكايت مىكند . وقتى زلزلههاى بزرگ واقع مىشود طبعاً همراه با صداى رعد و برق ، زمين را تكان مىدهد . هر سه پديدهى وحشتناك در زلزله وجود دارد و همه آنها مخلوق خداوند است و او به همه چيز قادر است .
خداوند جل جلاله حضرت صالح عليه السلام را كه يك نوجوان بود براى هدايت آنها فرستاد . آنحضرت مدتهاى زياد زحمت كشيدند و آنان را بهسوى خدا دعوت نمودند . حضرت صالح عليه السلام بسيار تلاش ورزيدند كه آنها به خداى واحد قهار ايمان بياورند ؛ ولى آنان ايمان نياوردند . آنحضرت عليه السلام وقتى متوجه گرديد كه اين قوم توسط تبليغ ايمان نمىآورند از راه ديگرى وارد شدند و به اين فكر كه شايد از اين طريق ، آنها را قانع سازند . لذا پيشنهاد نمود كه بيايند از بتهاى خود بخواهند تا سؤالهاى ايشان را پاسخ دهند . اگر بتها توانستند جواب بدهند ، آنحضرت عليه السلام بهدنبال كارش خواهند رفت و مزاحم بتها نخواهند شد . اگر بتها نهتوانستند جواب بدهند ، آنگاه شما از من سؤال كنيد تا از خداى خود بخواهم به سؤال شما پاسخ دهد .
قوم ثمود ، پيشنهاد حضرت صالح عليه السلام را قبول كردند و آمدند نزد بتهاى خود ، هرچه به آنها گفتند كه جواب آنحضرت را بگويند پاسخى نشنيدند ، عذر نمودند ، دعا كردند كه بتها جواب صالح را بگويند خبرى شنيده نشد . قوم ثمود وقتى از جانب بتهاى خود نا اميد شدند ، از حضرت صالح عليه السلام خواستند كه از خداى خود بخواهند يك شترى را با چنين اوصاف همراه بچهاش از بين كوه بيرون نمايد . آن حضرت دعا نمودند ، خداوند جل جلاله به دعاى پيامبرش لبيك گفت و درخواست آنها را برآورده كرد ؛ ولى آنقوم با لجاجتى كه داشتند به آن حضرت
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٩