« سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ »
مىفرمايد : دستور دادم كه هفت شب و هشت روز بر آنها بتابد . چرا ؟ براى اينكه حسوم بود . حسوم ، از ماده ( حسم ) گرفته شده است . مثلًا به شمشير مىگويد كه اين شمشير حسام است . حسام به چيزى گفته مىشود كه بتواند اثر يك چيز را كاملًا نابود سازد . آيه مباركه مىفرمايد : اين باد حسوم بود ، يعنى هم خود آنها را نابود كرد وهم آثارشان را محو نمود . براى اينكه آثار آنان كاملًا ازبين برود هفت شب و هشت روز اين باد دوام كرد . قوم عاد سركش و طغيانگر بودند و كفران نعمت كردند . لذا با چنين عذاب شديد هلاك شدند .
غرايز انسان در واقع چنان لجوج و سركش است كه حتى نسبت به خالق خود هم طغيان و سركشى مىكند . قوم عاد طغيان كردند و خداوند جل جلاله نيز آنها را به شديدترين عذاب هلاك نمود . هفت شب و هشت روز باد سرد و مسموم كننده را با صداى وحشتناك بر آنها مسلط نمود تا أثرى از آن قوم را باقى نگذارد . اين است عذاب قوم ستمگر و سركش كه با خداى حكيم اعلام جنگ مىكنند .
« فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ »
رسول من ، در آن [ مدت ] مردم را فرو افتاده مىديدى گويا آنها تنههاى از نخلهاى ميان تهى هستند .
وقتى قرآن مجيد آنان را به تنه درختهاى پوسيده خرما تشبيه مىكند دليلش اين است كه آنها بسيار داراى قد بلند بودهاند ؛ وقتى روى زمين افتاده بودند ، مثل تنه درختهاى خرماى پوسيده ديده مىشدند . قوم عاد همه توسط عذاب الهى هلاك شدند و چيزى از آنها باقى نماند . خداوند متعال جل جلاله به آن قوم مهلت داد تا