اقتصاد اسلامى بهگونهى است كه سرمايه بهدست عدهاى قليل تداول پيدا نكند . طبق مقررات دين مبين اسلام ، سرمايه بايد توزيع شود تا همهى مردم از آن بهره گيرند . در سيستم اقتصاد اسلامى جايز نيست كه 70 % درصد سرمايه جهان بهدست 30 % مردم باشد . امّا 30 % ديگر آن ، در اختيار 70 % مردم قرار داشته باشد .
ممكن است در اين مورد نيز سؤال مطرح شود كه چرا در اسلام چنين چيزى جايز نيست ؟ جواب روشن است براى اينكه عدالت اجتماعى متلاشى گرديده و توازن اقتصادى از بين مىرود ؛ وقتى توازن اقتصادى در جامعه به هم بخورد ، يكعدهاى خاصى ، ظالم ، قلدور و خودخواه مىشوند و در مقابل عدهاى ديگر از همه چيز محروم مىشوند . بنابر اين در چنين وضعيت ، كرامت انسانى زير سؤال قرار مىگيرد ، عدالت اجتماعى از بين مىرود ؛ وقتى عدالت اجتماعى از بين رفت ، امنيت عمومى نيز متزلزل مىشود ؛ وقتى امنيت عمومى وجود نداشت ، همه چيزى جامعه نابود مىشود . سيستم اقتصاد اسلامى ، با ايدئولوژى منسجم و بر اساس جهانبينى اسلامى ، بسيار عادلانه برنامه ريزى شده است ؛ در حالىكه سيستمهاى اقتصادى كاپيتاليسم و كمونيزم ، از اين امتيازات محروماند و به همين دليل محكوم به شكست مىباشند .
ج : حكومت اسلامى : وظايف حكومت اسلامى بسيار سنگين است ؛ زيرا تطبيق مقررات دين مبين اسلام بهعهده حكومت است . حكومت اسلامى بايد براى مردم خدمت كند و خود را مسئول حفظ جان و مال مردم بداند . وظايف حكومت اسلامى در برابر مردم و وظايف مردم در برابر حكومت اسلامى ، از موضوعاتى است كه بايد مشخص شود ؛ مردم بايد بدانند كه اختيارات و مسئوليتهاى حكومت اسلامى چيست ؟ همچنين وظايف مردم در برابر آن چه مىباشد ؟ يكى از وظايف بسيار مهم حكومت اسلامى موضوع حقوق است كه حكومت بايد محافظ حقوق مردم باشد .
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 346
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٤٦