أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »
« 1 » و فرمان نيافته بودند جز اينكه خدا را بپرستند ، در حالىكه به توحيد گراييدهاند . از اين آيه مباركه دانسته مىشود كه عبادات مخصوص خداوند جل جلاله است و بايد انسان غير از خدا كسى ديگر را پرستش نكند ؛ چرا كه عبادت غيرخدا ، شرك است و شرك از گناهان بزرگ است .
ب : اقتصاد اسلامى ، مانند معاملات ، تجارت ، مضاربه ، مزارعه ، جعاله و امثال اينها كه به اقتصاد مربوط است . بازار بهواسط معاملات رونق پيدا مىكند . به همين اساس موضوع بازار يكى از مسائل مهمى اقتصادى است . فقه اسلامى نيز به آن اهميت قايل است و سيستم اقتصادى بسيار دقيق و منظمى را براى بشر عرضه نموده است . سيستمهاى اقتصادى ديگر ، مانند كاپيتاليسم و كمونيزم نمىتوانند اقتصاد جهان را تنظيم كنند ؛ زيرا آنها از اساس خود مشكل دارند و سرانجام به بنبست مىرسند . امّا سيستم اقتصاد اسلامى ، هرگز به بنبست نمىرسد . چونكه مسائل اقتصادى در اسلام بسيار وسعت دارد ، كتابهاى متعددى در مورد سيستم اقتصاد اسلامى نوشته شده و مسائل مختلف اقتصادى در آنها مطرح گرديده است . بهعنوان نمونه از ميراث مىتوان نامبرد ؛ در فقه اسلامى ، ميراث بهطور عادلانه بين ورثه تقسيم مىشود و داراى چندين مراتب است كه هر مراتب آن از خود حكم جداگانه دارد .
قرآن مجيد در مورد اقتصاد مىفرمايد : «
كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ
» « 2 » اين آيه مباركه روح سياست اقتصاد اسلامى را بيان مىكند . يعنى سياست
هامش
( 1 ) - بينه / آيه 5
( 2 ) - حشر / آيه 7