اكثريت قدرت بيشترى دارد و لذا دموكراسى از استبدادگرايى مصون نيست . و از اين جهت پيشنهاد شده كه از اكثريت عددى به اكثريت موثر برويم .
دوازدهما : فريب افكار و نفوذپذيرى آراى مردم
اولا واقعيت اين است كه آراى مردم منعكسكننده اراده واقعى مردم نيست ، همه رسانههاى تصويرى و شنيدارى و ديدنى در استخدام عده محدود پولدار قرار مىگيرد و مطابق روانشناسى شعارهاى فريبنده مىدهند و كاه را كوه و كوه را كاه مىسازند و فكرها را زير بمباران پروپاگند قرار مىدهند و كسى فرصت تدبر و تفكر را پيدا نمىتواند ، و قهرا مردم فريب ماشينهاى - احزاب - سياسى را مى خورند .
و ثانيا تعداد زيادى - كه گاهى به ميليونها مىرسند - اصلا در انتخابات شركت نمىكنند .
آيا اكثريت نسبى اين چنينى از حواست واقعى راىدهندگان حكايت مىكند ؟ تا چه رسد كه نام آن را حاكميت مردم بگذاريم ؟ !
سيزدهما : دموكراسى يا استخدام اكثريت ؟
شكى نيست كه واقعيت دموكراسى استخدام اكثريت ملتها براى جمعى از سران دو سه حزب پولدار است كه در موقع انتخابات