تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
او گفته است كه ما به چشم مىبينيم كه جمع قليلى خوبند و هيچگاه بد نمىشوند و عده زيادى بد هستند كه به هيچ وجه خوب نمىشوند و بقيه مردم متوسط هستند كه از هم نشينى خوبان خوب و از مخالطت با اشرار بد مىشوند . او مىگويد : اگر همه خوب آفريده مىشدند بد پيدا نمىشد و اگر بد آفريده مىشدند خوب پيدا نمىشد ، و از اين جهت او دو نظريه اول را باطل مىداند . بعضى از اشعار سعدى هم با اين نظر و نظر دومى ملائمتى دارد او مىگويد :
شمشير نيك ز آهن بد چون كند كسى * ناكس به تربيت نشود اى حكيم كس باران كه در لطافت طبعش خلافت نيست * در باغ لاله رويد در شوره زار خس زمين شوره سنبل بر نياورد * در او تخم عمل ضايع مگردان « 1 »
دسته‌اى از علماء ، اخلاق انسان را قابل زوال و انتقال نمىدانند و نسبت اخلاق را به نفس آدمى همانند نسبت حرارت به آتش
هامش
( 1 ) - ولى او اشعارى ديگرى نيز دارد :گلى خوشبوى در حمام روزى * رسيد از دست محبوبى بدستم به دو گفتم كه مشكى يا عبيرى * كه از بوى دلاويز تو مستم بگفتا من گل ناچيز بودم * و لكن مدتى با گل نشستم كمال همنشين در من اثر كرد * و گرنه من همان خاكم كه هستم