شقاوت و سعادت
جمعى از دانشمندان شقاوت و سعادت را ذاتى افراد انسان مىدانند و تكاليف آسمانى را نسبت به انسانهاى سعيد و خوشبخت براى تاكيد و نسبت به اشقيا براى اتمام حجت مىدانند . صاحب كفايه اين مطلب را دركتاب كفايه الاصول بيان داشته است . « 1 » ولى شقاوت و سعادت معلول اطاعت و عصيان است نه علت آن و ذاتى بودن اين دو صفت از نظر عقل باطل است زيرا اگر مراد از ذاتى ، ذاتى باب برهان باشد بايد در همه افراد يكسان باشد . يا همه شقى باشند و يا همه سعيد و تخلف آن محال است در حالى كه ما بالعيان مىبينيم كه گاهى شقى سعيد مىشود و گاهى سعيد شقى و اگر ذاتى باب ايساغوجى باشد لازم مىآيد كه دو فرد خوب و بد مختلف الحقيقه باشند كه بطلان آن احتياجى به اثبات ندارد . « 2 »
بنابراين سرنوشت انسانها و شخصيت آنها به تعليم و تربيت بسته است و ساير عوامل شخصيت عبارتند از محيط ، توارث ، ساختمان جسمى و روحى ، ترشحات غدد ، غذا ، مطالعه و غذاى
هامش
( 1 ) - احتمال مىرود كه او در اين نظريه تحت تأثير حكيم لاهيجى در گوهر مراد و غيره قرار گرفته باشد .
( 2 ) - بجزء دوم صراط الحق درين مورد مراجعه شود .