الباقي النوراني في تحصيل الخزف الفاني الظلماني الذي يفوت عنه و ينتقل الي اعدائه من الوارث و غيرهم » يعنى واجب است كوشش آدمى در كارهاى دنيا به اندازه ضرورت باشد و تحصيل زايد بر آن را بر خود حرام سازد ، زيرا شقاوتى بالاتر از صرف جوهر ابدى نورانى ( نفس و روح ) در راه بدست آوردن سفال تاريك ( ماديات ) نيست كه بالأخره روزى از اختيار او بيرون شده به ورثهاش منتقل ميگردد . اگر نويسنده محترم اكنون زنده مىبود و اوضاع فلاكت بار جهان اسلام را در ابعاد اقتصادى و سياسى و اجتماعى و نظامى مىديد و بيدادى استعمار كفار و تسلط جوامع صنعتى را مشاهده مىكرد مسلما نظريه او تغيير مىيافت و از ذكر عبارات فوق شديدا پشيمان مىشد .
ما بايد اين موضوع مسلم را بپذيريم كه در جهان امروزى حفظ دين و اجراى احكام اسلامى حتى در زندگانى انفرادى موقوف بر قدرت نظامى و سياسى و اقتصادى ( صنعتى ، تجارى و زارعى . . . ) مىباشد و نمىشود كه ماديات را ناديده گرفت قرآن هم در اين مورد مىفرمايد :
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ »
هر اندازه كه مىتوانيد براى دفع كفار نيرو آماده نمائيد . « 1 »
بهر حال توجه به دنيا و تحصيل علوم تجربى و ثروت هر
هامش
( 1 ) - در اين دو آيه دقت كافى لازم است . "انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ" "قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ" در آسمانها و زمين نظر اندازيد كه چه دارند بگو در زمين سير نمائيد و نظر كنيد كه خلقت چگونه آغاز شده است ؟