تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
بالأخره ناتوانى مادى مسلمانان سبب مىشود كه سرزمينهاى اسلامى يكى پس از ديگرى در تصرف و استثمار در آيد و دين و دنياى ما هر دو تباه شود ، و بدين ترتيب از پيروى يك اصل اخلاقى نتيجه صد در صد معكوس بدست مىآيد . « 1 » و اين موضوع در تاريخ اسلامى ما بتجربه قطعى ثابت شده است ، به حدى كه انكار و يا ترديد در آن يك نوع خيانت و حماقت به حساب مىآيد تا قداست و زكاوت . شما به كلمات دانشمندان اخلاقى ما توجه كنيد كه در سفارش اصول اخلاقى چگونه ابعاد سياسى و اقتصادى و بالأخره جهات مادى و روابط بين المللى جامعه را ناديده گرفته‌اند و تنها به بعد اخلاقى افراد اهتمام ورزيده‌اند و تحت تأثير افكار تصوف از حفظ توازن كوتاهى كرده اند . بطور نمونه اين عبارت را كه از يك كتاب مشهور اخلاقى نقل مىشود بخوانيد « و يجب ان يكون سعيه في امور الدنيا به قدر الضرورة و يحرم علي نفسه تحصيل الزايد لانه لاشقاوة اشد من صرف الجوهر
هامش
( 1 ) - و بعبارت ديگر اين امر اخلاقى مستحب و راجح است نه واجب و محتوم و از مسلمات است كه مستحبات تزاحمى با واجبات ندارند مثلًا وقتى نماز شب ، اطعام مؤمن ، اذكار و درس خواندن مستلزم ترك واجبى شود بايد آنها را ترك نمود حتى واجبات نيز در فرض تزاحم قابل سقوطند و مهم در مقابل اهم تاب مقاومت آورده نمىتواند ، مثلًا اگر در بين نماز يا روزه و حفظ نفس تزاحم واقع گردد . دومى ( حفظ نفس ) مقدم است و اول از وجوب خود ساقط مىگردد .