اسلامى در كشور است .
ولى باز اين سؤال باقيست كه آيا حكومتها مانند ملاك خصوصى مىتوانند رونق اقتصادى را حفظ كنند و به تعبير ديگر آيا پيشرفت اقتصادى بدون يك رقابت سالم ميسر است يا نه ؟ جواب آن را بايد از اهل فن آن سؤال نمود گو اينكه تجربه و مشاهدات نگارنده در گذشته در بعضى از كشورها روش ملى كردن صنعت و تجارت را از جانب حكومتها ناتوان يافته است .
باز هم درباره زهد
گفته شده است كه زهد ترك دنيا بوسيله دل و اعضاى بدن است مگر به اندازه ضرورت .
بنابراين اگر ترك دنيا با تمايل قلبى به دنيا و با مشقت باشد زهد نيست كه تزهد است ( زهد را به خود بستن ) « 1 »
و اگر ترك دنيا با سهولت و بدون ميل باطنى به دنيا و براى آخرت باشد مرتبه متوسط زهد است . « 2 »
و اگر ترك دنيا از روى شوق و بخاطر حقارت و بى ارزشى دنيا باشد نه اينكه آن را مهم دانسته و بخاطر آخرت كه مهمتر است ترك كند ، بلكه دنيا را چون مگس مردهاى بداند و آخرت را يك دانه ياقوت گرانبها كه از ترك مرده مگس و گرفتن ياقوت مقابله ومعاملهاى متصور نشود ، و اين را مرتبه اعلاى زهد گفته اند .
هامش
( 1 ) - در گذشته گفتيم كه ترك مازاد بر حاجت بعيد نيست . كه مصداق زهد باشد و زندگانى ائمه را بر آن شاهد آورديم .
( 2 ) - شايد درجه آخر زهد شرعى همين باشد .