تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
شكر له . . . الشكور كثير الشكر ، الشكور في اسمائه تعالي المعطي الثواب الجزيل . ظاهراً كلام المنجد درست باشد و معناى شكر چه در لغت و چه در اصطلاح عرف عام كه آيات قرآن بر آن حمل مىشود ثنا است وقتى انسان بگويد خدا را شكر ، اداى شكر نعمت شده است ولى بهتر اينست كه شكر به صيغه الحمدللّه باشد ، و البته اين ثنا پس از قدر دانى نعمت و دانستن آن از جانب منعم آنست . و مرتبه كامله شكر آنست كه عملا مشكور را راضى ساخت و نعمت را صرف رضاى منعم نمود لكن دو مطلب در اين جا قابل تأمل است : 1 - آيا شكر بدون ثناى لفظى تحقق مىيابد يا به هر حال تلفظ معتبر است ؟ 2 - آيا شكر گزارى خداوند واجب شرعى است يا نه ؟ نگارنده به ياد ندارد كه كسى از فقهاء شكر را واجب دانسته باشد ولى ظاهر پاره‌اى از آيات مانند آيه 172 سوره بقره وجوب شكر است - شكرى كه به معناى ثنا و اظهار نعمت است نه شكرى كه به معناى ايمان باشد . عقل عملى نيز شكر منعم را فى الجمله واجب مىداند « 1 » و نگارنده به آن براساس حسن و قبح عقلى باور دارد ولى در
هامش
( 1 ) - ولى براى غير خدا از منعمين صحيح نيست كه از منعم عليه خود تقاضاى شكر كند . زيرا كه تقاضاى مذكور يك نوع منت نهادن و گاهى ايذاء است كه مبطل صدقات است و حتى بايد توقع شكر را هم نكند .« لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً »