اين استبعادات و امثال آنها پس از تكامل نسبى علوم تجربى يا بكلّى از بين رفته و باطل شده و يا اينكه تا حدود زيادى اهميت خود را از دست داده است ، بطوريكه مسألهء قيامت امروز از درجهء انكار قطعى رهائى يافته ، و يك دانشمند واقعى - كه مسايل علمى را مانند جريانات سياسى تابع مجرد شعار دادن نميداند - جرئت ندارد آن را صريحا رد و نفى كند ، بلكه مسألهء مذكور داخل در حدود امور ممكنه شده كه آخرين حربهى مخالفين اين جملهها است ( شايد راست باشد و شايد نباشد ، چه ميدانيم قيامت برپا مىشود يا نه ، وقوع آن براى ما ثابت نشده ) .
اطمينان داشته باشيد پيشرفت علوم و شرقى ساينسى چه زود چه دير بشر را بقيامت مؤمن مىسازد و يا لااقل گفتههاى انبياء گرامى - ع - و خصوصا خبرهاى قرآن مجيد را دربارهء معاد بدون مانع و خالى از استبعاد جلوهگر مىنماياند .
بلى جهت اول از نظر علوم طبيعى عصر از ( عجيب بودن خود به ( معقول بودن ) تبديل شدزيرا دنياى علمى امروز عملا تازه مردههائى را زنده نمودند و پس از اينكه حيات او باطل شده بود دوباره او را موقتا زنده كردند « 1 » و اين خود نمونهى كوچك - ولى
هامش
( 1 ) اتينگر استاد فيزيك ميگويد : ماجراى ( لاندو ) فيزيكدان شوروى را كه چهار بار مرد و پزشكان شوروى با آخرين وسائل دانش پزشكى توانستند در هر چهار بار او را زنده كنند ، همه كس بخاطر دارند با اين ترتيب يك جسد مرده امروزى ممكن است يك بيمار فردا باشد