مىشوند ، و براى اثبات اين ادعاء بآيات قرآن مجيد و احاديث زيادى استدلال كردهاند ، و نبايد درين باره ترديدى نمود .
ولى سؤالى كه پيدا مىشود اينست كه آيا سؤال و جواب با روح ميّت است يا با بدن ميّت كه روح در او دميده شده باشد ، نگارنده دليل قاطعى بر شق دوّم از قرآن مجيد و روايات پيدا ننموده زيرا بعضى از رواياتى كه متضمّن عود روح به بدن است آنقدر سندش قوى نيست كه موجب اطمينان باشد ، و لذا خيلى بعيد نيست كه سؤال مذكور روحانى باشد و بنابراين اشكالاتى كه درين موضوع مىشود همهء آنها از اساس باطل مىشود ، زيرا همهء آنها مبتنى بر مكالمه جسمانى مىباشد ، مثلا ميگويند تيپى ( ضبط صوت ) را در قبر ميگذاريم فردا آن را از قبر بيرون مىآوريم در حالى كه هيچ مكالمهاى را ثبت نكرده است « 1 » .
نگارنده تصميم داشت موضوع برزخ را مفصّل تحرير نمايد زيرا در مطالعات خود بآياتى از قرآن كريم كه مربوط به اين موضوع است متوجّه شده كه دانشمندان عقايد ما به آن متلفت نشدهاند و مسأله
هامش
( 1 ) جواب اين شبهه بر فرض جسمانى بودن سؤال و جواب در قبر در رساله ( حل 66 سؤال ) اين جانب مفصل ذكر شده و على كلّ حال من در جسمانى يا روحانى بودن سوال قبر متوقفم و جرئت نمىكنم آن را روحانى محض اعلام كنم زيرا دليل درستى بر آن قائم نشده و محتمل است جسمانى باشد ، العلم عند اللّه