جسمانى بدانند . « 1 »
حالا براى اينكه موضوع قيامت پيچيدگى پيدا نكند نگارنده اصرارى براى وجود روح ندارد بلكه ميگويد انسان - خواه مركّب از جسم و روح باشد و خواه جسمانى محض ، خواه روح او جوهر مجرد از مادّه باشد و خواه جسم لطيف - در قيامت باز ميگردد ، و لذا مادّيها ببهانهى اينكه روح وجود ندارد نمىتوانند منكر قيامت شوند .
برگرديم بسوى قرآن و مطالعهى بعضى از آيات مربوطهى وى به اين مطلب .
در سورهى بقره دو داستان چنين ذكر شده :
هامش
( 1 ) و اين نظريه يعنى بودن معاد جسمانى و روحانى درست است ، و يكى از آياتى كه معاد مذكور را بيان ميدارد اين آيه است :وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًاپيروى چيزيرا كه به آن علم ندارى ممكن ، همانا گوش و چشم و دل مورد سؤال قرار ميگيرد كلمهء سمع و بصر معاد جسمانى و كلمهى فواد معاد روحانى را ثابت مىكند بنا بر اينكه مراد از فواد دل گوشتى نباشد بلكه مقصود به آن روح باشد در قرآن و زبان عربى و فارسى بلكه اغلب زبانها دل به معناى روح استعمال مىشود مثلا ميگويم دلم دوستت دارد ، در دل من كينهى تو نيست ، دل من ازين واقعه به درد آمد ، در دلم بود كه هرگز نشوم از تو جدا . . . و صدها مثال آن .