شد وقوعش بتوسط اخبار الهى ثابت ميگردد ، « 1 »
( 2 ) كيفيّت حشر
فلاسفه يا جمع كثيرى از آنان معاد را روحانى تنها ميدانند ، بعقيدهى آنها روح جوهر مجرديست غير جسمانى كه در قيامت مورد سؤال و ثواب و عقاب قرار ميگيرد .
اين نظريه به هيچ وجه با آيات قرآنى و آثار دينى قابل سازش نيست ، و صاحبان اين نظريه مجبورند صدها آيات مقدس قرآن را كه دلالت بر مادّى بودن قيامت دارد ناديده بگيرند ، در حالى كه يك دانشمند ديندار نميتواند از يك آيهى قرآن بگذرد .
به عدهى زيادى از متكلّمين ( دانشمندان عقايد ) معاد جسمانى تنها نسبت داده شده ، من هنوز نفهميدهام كه اين آقايان آيا منكر روحاند ، و مانند دانشمندان مادّى انسان را به همين هيكل مادّى او منحصر ميدانند و يا معتقدند انسان روح دارد ، ولى در قيامت عود نميكند . هر دو احتمال تا حدود زيادى بعيد به نظر ميرسد و لذا من به صحت نسبت اين قول به نظر ترديد نگاه ميكنم ، و احتمال مىدهم اين آقايان مانند جمع ديگرى از محقّقين معاد را روحانى و
هامش
( 1 ) عقل از حكم بوقوع قيامت بر خلاف پندار جمعى از متكلّمين عاجز است زيرا اجراى عدالت بين ظالم و مظلوم در عالم برزخ هم ممكن است بلى حكم بوقوع قيامت شرعى است نه عقلى .