انسان را بدين و شريعت خدائى مبرهن ساختيم « 1 » پس از اثبات اين در مقدّمه ، نبوّت پيغمبر آخرالزّمان حضرت محمّد بن عبد اللّه ( ص ) و حقيقت دين اسلام نيز ثابت ميگردد ، زيرا خداوندى كه تمام كارهاى او براساس مصلحت و حكمت استوار است ، و هيچكار بيهوده و لغو و مضر مورد ارادهى او واقع نميشود ، و نه عمل مفيدى را ترك مىكند .
دين را كه مورد نياز فطرى انسانها ( كه از اكثر موجودات بهتر و اشرفاند ) است و براى آنها فوائد بيشمارى دارد ممكن نيست مورد تشريع و تقنين حضرت خدانديش قرار ندهد تا انسان مانند حيوانات به خود واگذار شود « 2 » اين كار مسلّما خلاف حكمت حكيم است .
عقل بطور قطعى حكم مىكند خداوند بشر را به دين مكلّف فرموده است .
هامش
( 1 ) در كتاب ( گفتگوى دو رفيق ) كه تقريبا يك سال بعد از تأليف اين كتاب نوشته شده ، فطرى بودن دين به طرز جالبى بيان شده است .
( 2 ) مكلّف نبودن حيوانات قطعى نيست ، بلكه مىشود از بعضى از آيات قرآن مجيد تكليف آنان را هم ( ولو بمناسبت زندگى آنان ) استظهار نمود يا اقلّا احتمال داد .
خداوند در يك جا ميفرمايد( لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ )از براى هر امت رسولى است ، و در جاى ديگر ميفرمايد كه جنبدگان و پرندگان امتهائىاند مانند شما ، نتيجه اين مىشود كه همهى انواع پرندگان و جنبدگان داراى رسولانند ( دقّت كنيد ) .