خوانده بود استاد او يا نصرانى بوده يا يهودى و يا مجوسى يا بت پرست زيرا ديگر مكتبى در آن عصر در دنيا وجود نداشته ، و بايد آنحضرت از عقائد استادان و محيط مدرسهى خود اقلا مقدارى متأثر ميشد ، در حالى كه اسلام هيچ شباهتى باديان مذكوره و بتپرستى ندارد بلكه بر ضد همهى آنها سخن گفته است .
لذا ديگر راهى جز وحى و اسمانى بودن اسلام و نبوّت آن حضرت باقى نمىماند .
قرآن يا سند نبوت و اسلام
از آن جائى كه دين اسلام دين ابدى است ، و تا انقراض اين عالم دوام دارد ، لاجرم معجزه و دليل آن هم بايد دائمى باشد كه تمام نسلهاى انسانى بدانند اسلام دين خدائى است ، و گرويدن به آن واجب و حتمى است ، و لازم است حضرت محمد بن عبد اللّه ( ص ) را پيغمبر بزرگوار خداوند دانست ، اين معجزهى خالده و دليل دائمى اسلام و برهان رسالت حضرت ختمىمرتبت ، قرآن مجيد است كه باقرار تمام مردم فكور دنيا كه فوق تواتر است منسوب بآنحضرت است .
قرآن مجيد از جهات گوناگون شهادت ميدهد كه از طرف خداوند متعال نازل شده و ممكن نيست كه از فكر شخصى آنحضرت تراوش كرده باشد ، و به سخن ديگر در قرآن مجيد شواهدى وجود دارد كه نسبت آن را بيك انسان معمولى ( هر قدر عالم دانسته بلكه نابغه هم باشد ) ناممكن ميگرداند ، و جز وحى بودن آن ديگر