و تا قيامت منسوخ نخواهد شد ، و از طرف ديگر قرآن مجيد كه اساس و محور آنست باتّفاق همهى دانشمندان دستنخورده و محفوظ باقى مانده است و هيچ خلاف عقل و منطق در آن به چشم نمىخورد و حتّى عدهى زيادى از متفكرين بشريّت از اين دين تعريف كردهاند بلكه به آن گرويده و مسلمان شدهاند « 1 » .
لذا پس از اثبات حكمت خداوند و احتياج انسان بدين ضرورتا مجبوريم بدين مقدس اسلام متديّن شويم ، و آورندهى آن را ( حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله ) رسول خدا بدانيم .
فكر ميكنيم اين نه دليل كه براى اثبات پيغمبرى آنحضرت ( ص ) بيان شد قناعت قطعى طبقهى منوّر و فكور و فهميده را فراهم سازد و محتاج باستدلال زائدى نباشد .
وقتى ثابت شد اسلام دين بر حق و حضرت پيغمبر ( ص ) رسول و فرستادهى خداوند است ما بايد تمام احكام آن را بدون تغيير و زياده و نقيصه قبول كنيم ، در قرآن كسانى كه به احكام خدا و ما انزل اللّه حكم نمىكنند كافر و ظالم و فاسق ناميده شده و ازين جا جواب سؤال چهارم نيز فهميده مىشود .
خاتميت
طائفهاى از اهل كتاب كه بنقل علّامهى حلّى در شرح تجريد قومى از نصارى هستند و بنقل فخر رازى در تفسير سورهى ابراهيم جمعى
هامش
( 1 ) رجوع شود به كتاب ( لماذا اخترت الدين الاسلامى ) .