در زمانيكه ما زندگى يمكنيم دين بر حق آسمانى مردّد بين دين يهود و دين نصرانيّت و دين اسلام است ولى پس از اندك مطالعه و تفكّر ظاهر مىشود يهوديّت و نصرانيّت فعلا مشوب بمزخرفات و اباطيل و متضمّن خلاف عقل است كه نميتوان دين شرعى خدا گفته شود ، بلى اين دو دين در اصل ، اساس خدائى داشته كه توسط حضرت موسى ( ع ) و حضرت عيسى ( ع ) براى سعادت بشر تشريع شده بود تا اينكه اسلام نصرانيت را منسوخ كرد همانطوريكه نصرانيّت اعتبار دين يهود را الغاء كرد اين دو دين گذشته از منسوخيّت آنها بر اثر تحريف و دستدرازى مردم بمرور زمان متضمن مزخرفاتى هم شده كه حتّى اساس آنها غير معقول شده چنانچه نصرانيّت صاحب تثليثى ( سه خدا ) شده كه شرك واضح مىباشد و مورد قبول هيچ عقل سليمى واقع نميگردد .
مردم فهميدهى اروپا كه به حكم محيط از اسلام بىخبر ماندهاند وقتى اين دو دين را عميقا مطالعه كردند ، ديدند ، خلاف منطق و عقل و مانع ترقى و پيشرفت بشريّت است ، لذا دين را از صحنهى زندگى خود خارج ساختند و زندگى خود را تابع قوانين موضوعهى خودشان كه از احكام نصرانيّت بهتر بود ، قرار دادند . آنها هرچند در ترك نصرانيّت حق بجانباند ، ولى در اينكه اسلام را مطالعه نكردند و حساب نصرانيّت و يهوديت فعلى را به حساب دين گذاشتند و بمطلق ديندارى بىعلاقه شدند ، اشتباه بزرگى را مرتكب شدند .
اسلام از يك طرف دين قانونى خداوندى بود كه منسوخ نشده
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٩٤