راستى تنها براى حدوث و بقاى حيات ما چه شرائط و عللى به كار رفته ، كجا مادهى بىشعور و طبيعت كر و كور كه در وجود خود محتاج به علت و سبب است اينهمه اسرار و دقائق و مصالح و منافع را مراعات ميتواند بكند بلى : خداوند حكيم است كه با حكمت عاليه و تدبير كامله و ارادهى نافذه و علم و قدرت ذاتى خود چنان جهان بديع و منظمى را آفريده كه عقول از ادراك كلّى آن عاجز و از ادراك بعضى آن متعجّب و مدهوش مىشود ، راستى : كه قرآن مقدّس چه شيرين و عميق ميفرمايد :
صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ
( و )
ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ
( اقول و البصيرة كرّات )
يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ
بلى ذكر حكمتهاى خداوندى در صدها كتاب نگنجد ولى من قطرهاى از اقيانوس را تقديم خوانندگان عزيز اين كتاب نمودم .
استنتاج
مباحث گذشته نتيجه ميدهد تمام موجودات عالم داراى منافع مهمّه و اهداف عاليهاى مىباشد ، سفاهت و عبث و لغو و بيهودگى در عالم وجود ندارد ، اگر ما در پارهاى از موارد علّت يا علل موجود يا موجوداتى را نفهميديم مربوط بقصور قوهى ادراكى ما است ، و خللى بنظم جهان وارد نمىآورد ، وقتى درين جهان آفرينش و عالم طبيعت مطلب مذكور مسلّم شد در دائرهى تقنين و شريعت نيز اين مطلب ثابت ميگردد ، زيرا همان خدائى كه در مرحلهى تكوين