تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
مستقل يقين مىكند و برهمين اساس جمع زيادى از غربيها به وجود روح معتقد شده‌اند . خواننده ، اگر كتاب « روح از نظر قرآن و عقل وعلم روحى جديد » نگارنده را بخواند يقين مىكند كه روح مجرد انسان از نظر دين و عقل و علم روحى جديد ثابت است . والله الهادى . بعضى از اهل معقول ، اول اين آيه را دليل « انّى » بر وجود خدا دانسته و ذيل آن را ( اولم يكف ) برهان شبه « لِم » بر وجود خدا دانسته‌اند ؛ چون خداوند همان گونه كه در آيه بعدى كه آيه‌ى اخير اين سوره است - از نظر وجود و علم و قدرت و حكمت و اراده بر همه‌ى موجودات محيط است
« أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ »
( فصلت : 54 ) و ممكن است كه مراد از شهود خداوند همان احاطه‌ى همه جانبه‌ى او بر هر چيز باشد . واجب الوجود كه از نظر وجود و علم و قدرت و صفات ذاتى خود لايتناهى است و از جانب ديگر وجودات امكانى رشحات فيضى اوست و همه‌ىآنها در حدوث و بقاء و دوام خود به اراده‌ى نافذه‌ى او نيازمند هستند ( اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها ) « 1 » ما در كتب كلامى ( اعتقادى ) خود گفته‌ايم كه واجب الوجود مفهوم يگانه‌اى است - كه امكان بالمعنى الاعم او - عدم استحاله او - موجب تحقق آن مى گردد و علت ثبوتى و دليل اثباتى لازم ندارد . ( دقت شود )
هامش
( 1 ) -گر فيض تو يك لحظه به عالم نرسد * معلوم شود بود و نبود همه چيز