سؤال مهم اينكه اين ايام ، نحوست نفسى دارند ، يا نحوست آن به واسطهى عوارض خارجى به وجود مىآيد ؟ مطابق اعتبار عقلايى هيچ زمانى نحوست خاص ندارد كه در هر سال آن روز نحس باشد . ممكن است روز نحسى براى قوم ديگرى در همان سال روز بركت باشد .
بنابراين ، نحوست به معناى بد بختى و نا راحتى بخشى از مردم آن روز است .
ضلالت بعد از هدايت « 1 »
« وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى . . . »
( فصلت : 17 ) ؛ ما قوم ثمود را هدايت نموديم ( ولى ) آنان كورى ( گمراهى ) را بر هدايت پسنديدند .
در مطالب گذشته گفتهايم كه هدايت بر دو گونه است :
1 - مرتبه يا مراتب ابتدايى بيان حق توسط عقل و انبياء و پيشوايان دينى در هر زمان ( هدايت اولى )
2 - ايصال الىالمطلوب كه احتمالا به معناى تصديق قلبى به دين باشد . ( هدايت ثانوى )
گونهاى اول بر خداوند به قول جمعى از متكلمين عدليه ، واجب عقلى است و نگارنده نظر ديگرى دارد « 2 » ؛ ولى به هر حال اين بيان ( هدايت اولى ) شرط صحت عقاب منكرين
هامش
( 1 ) - توجه ، تا روز 21 / 3 / 1396 16 رمضان 1468 در كابل هم درس مىگفتم و هم تفسير مىنوشتم و سحرگاه روز 22 / 3 / 1396 با خانم ، براى عمل شيمى درمانى جراحى سينهام به تهران رفتيم ، درس و نوشتن معطل شد . امروز 10 / 40 / 1396 اين دفتر را حميد از كابل به مشهد آورد و حالم خوب است از خداوند توفيق كامل در نوشتن اين تفسير را مى خواهم .
( 2 ) - از آيهى مباركهى« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »( الذاريات : 56 ) ؛ و آيهى مباركهى« . . . وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ ، إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ . . . »( هود : 118 ) و آيه مباركهى« لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ . . . »( الحديد : 25 ) ؛ به دست مىآيد كه تدين انسان ، و لو به عنوان ثانوى علت غايى انسان است . بنا براين تكليف انسان به دين شرعاً لازم است . و در گذشتهها به