شفاعت آنان كه نماد فرشتهگان هستند و در مورد انكار معاد و در مورد قداست باورهاى اجداد كم عقلتر از خود داشتهاند كه از قرآن مجيد به دست مىآيد . و نيز تجاربى كه در مورد ستارهها و باورهاى غلطى كه در تأثير اوضاع كواكب درسر نوشت بشر داشتهاند و يا در تجارت و زراعت داشتهاند و يا معلوماتى در مورد گفتههاى سقراط و افلاطون و ارسطو در فلسفه و غيره شايع بوده است ، داشتهاند .
به طور كلى انسان در طول تاريخ هرچند از نگاه علوم عقلى و تجربى غالباً محروم بودهاند ؛ ولى استعدادهاى خوب و داشتن معلوماتى مناسب روز در دورههايى ، قابل انكار نيست ، به علاوه سر زمينى كه بعثت انبياء بوده از نظر فرهنگ و علم بهتر از سر زمينهاى آفريقا و امريكا بوده است ؛ ولى آنان مانند كفّار امروزى در غرب و در شرق كه از درجهى بالاى علوم تجربى و علوم انسانى مطابق محيط خود شان برخوردارند خود را بالاتر از انبياء و رسولانى كه غالباً مردم نادار و فاقد قدرت اجتماعى بودهاند مىدانستند و طبعاً تسليم آنان نمى شدند .
و عين همين روش و موضعگيرى در قرون اخيره به نحو شديدتر و عمومتر در برابر دين و حافظان دين از طرف غالب دانشمند علوم تجربى و علوم انسانى ادامه دارد « 1 » .
اوج طغيان فرار از دين به بهانهى عصر علم و تمدّن تا نيمهى قرن بيستم در غرب بود « 2 » ؛ ولى پس از آن بشر به موضوعات ديگرى متوجه شد كه تا حدودى به واقعيتها بر خوردند و به خدا برگشتند ؛ مثلًا جنگ اول و دوم و جنگهاى منطقهاى و محلى كه معلوم شد علوم مادى
هامش
( 1 ) - نگارنده ازكفر دانشمندان علوم انسانى غرب به جهت فساد محيط شان خيلى در تعجب نيست ، ولى شگفتى زياد من از دانشمندان علوم تجربى است كه همه زيباييها را به حس خود درك مى كنند و به خدا ايمان نمى آورند ، بلى گاهى به تصادف و زمانى به فرضيه داروين و وقتى هم به فلسفه دياليك تيك ماركسيزم كه همه مخالف عقل بشرى است پناه مى برند كه باور كردنى نيست( قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ . )( 2 ) - و مقصر اساسى آن خرافات كشيشان مسيحى بود كه به نام حضرت عيسى ( ع ) از جانب خداوند تبليغ مى شد كه قسمت مهم آن از خرافات زاييدهى فكر بشر نادان نصارى بود و بحث آن طولانى است .