تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
حرف ديگر كه ممكن است درنتيجه به نفع قول مشهور تمام شود اين است كه ظاهراً در عربستان فعلى ، پس از حضرت اسماعيل ( ع ) تا زمان حضرت خاتم النبيين ( ص ) پيامبرى نيامده است ، و اگر آمده باشد يكى دو نفرى بوده « 1 » در ايران امروز و هند و پاكستان امروز و افغانستان امروز و كشورهاى غربى و در آفريقاى سياه به طور اطمينان بخش ثابت نشده پيامبرى آمده باشد و اگر بوده دو سه نفرى بوده . خلاصه اين‌كه : عدد مرسلين خداوند براى ما مجهول است .

استنباط يك مطلب مهم

در مجموع فهميده مىشود در همه‌ى قريه‌ها و شهرها به طور مستمر انبياء و اوصياى آنان وجود و حضور نداشته‌اند و طبعاً حجت الهى بر توده‌هاى انسانى در روى زمين تمام نشده است . از اين موضوع به خوبى به دست مىآيد كه علت اولى و غرض اصلى از خلقت بشر ايمان و عبادت نبوده ؛ بلكه چيزى ديگرى بوده كه براى ما مجهول است و عبادت علت ثانوى بوده كه به شروطى معلق بوده و به ملاحظه اين شروط نبى و رسول مبعوث مىشده است . اين موضوع را هر چند كسى نگفته است ؛ ولى فكر من در آخر عمرم به آن رسيده و به آن معتقدم .

نسبت علم و دين

« فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ »
( غافر : 83 ) ؛ وقتى رسولان شان با دلايل آشكار نزد آنان آمدند ، آنان به علمى كه داشتند خوشحال بودند ( و به دين استهزاء كردند ) و به سزاى استهزاى خود رسيدند . علمى كه مردم در دوره‌ى انبياى پيشين داشته‌اند ، احتمالًا در غالب ، اصول خرافى بوده كه از گفته‌هاى آنان درباره‌ى بت‌پرستى و تأثير آنان در بر آوردن حاجات ، خواسته‌ها و
هامش
( 1 ) - شعيب ( ع ) اگر عرب بوده باشد ، در كشور اردن امروزى بوده است .