تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
در آيه دوم يك قاعده مهم ديگر عقلى را بيان مىكند كه هرچند مخاطب پيامبر است ، ولى معناى آن همه انسان ها و حتى جن و همه مكلفين و موجودات مادى احتمالى در منظومه هاى شمسى و كهكشان ها را شامل مىشود و ربطى به مدلول آيه قبلى ندارد . « 1 » و آن قاعده عام اين است كه طاعات به توفيق خداوند است ، ولى معاصى از وسوسه نفس خودت مى باشد . به عبارت ديگر طاعت و معصيت هردو به اراده خود مكلف است و هيچ مجبوريتى در عمل خود ندارد ، ولى در عين حال چون به ارشاد و توفيق خداوند مكلف اطاعت مىكند ، خداوند به همين لحاظ آن را به خود نسبت مىدهد و گرنه آيات زياد قرآن اعمال مكلفين را به خود شان نسبت مىدهد . و در گناهان چون توفيق وجود ندارد ، آن را به خود مكلف نسبت مىدهد . در روايت صحيح السندى ، تصريح شده كه خداوند مى فرمايد من سزاوارتر به حسنات تو هستم و تو سزاوار تر به معاصى خود هستى . بنابر اين نسبت طاعات به خداوند يك نسبت عرفى و اولويت است ، و گرنه از لحاظ عقلى فاعل قريب طاعات و معاصى خود بنده است و سبب متوسط آن عوامل متعدد محيط و تربيت و وراثت است و سبب بعيد آن مطابق حكم عقل كه همه كاينات به خداوند بر مى گردد ، خداوند است . معناى عالى آيه را فهميديم ؛ ولى اگر كسى بىسواد باشد ، يا مخالفت ورزيدن با قرآن را
هامش
( 1 ) - در آيه قبلى حسنه و سيئه نزديك به معناى نفع و ضرر بود كه فميديد ، ولى در اين آيه مراد از حسنه و سيئه معصيت و اطاعت است و هدف نفى جبر و تفويض مى باشد . و اگر اين دو كلمه در هردو آيه به يك معنا باشد بازهم تناقضى در كار نيست .
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 379 | الشيخ محمد آصف المحسني