وظيفه خود بپندارد ، اختيار با خود اوست كه كجا برود ! و سعدى فقط اعرابى را نصيحت كرد كه اين راه كعبه نيست راهى كه تو مىروى به تركستان است !
بهانه گيرى طفلانه
در آيه مباركه :
« إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
( نحل : 40 ) ؛ وقتى چيزى را اراده كنيم به او مىگوييم باش ، بلافاصله مىشود . معترض مذكور مىگويد اگر همه چيز با « كُنْ » خلق مىشود ، خود كلمه « كُنْ » با چه خلق مىشود ؟ با يك « كُنْ » ديگر و اين سلسله تا بىنهايت ادامه دارد ! ! .
بهانه گير ، بهانه گير است ، ولى بهانهگيرى دانشمندان از بهانهگيرى دانشمندنماها بسيار فرق دارد ، أدا در آوردن دومىها واقعا رسوايى خندهدار است .
وقتى كسى درس نخوانده باشد چنين صحبت مىكند ، اولا اين آيه نوع تمثيل توضيحى است كه بعضى از مفسرين گفته و مؤيد آن اين است كه حرف « أن » تفسيرى است ، كه معناى اراده حق را تفسير مىكند ؛ يعنى همه اشياى جهان امكان ، به اراده حق به وجود مىآيد و اراده حق يا صفت ذاتى اوست كه جمع كثيرى از متكلمين اسلامى و فلاسفه گفتهاند و يا به معناى ايجاد و إحداث مخلوق است كه جمع ديگر گفتهاند . در انسان همچنين است ، همه كار هاى اختيارى انسان ها به اراده آنان صورت مى گيرد ، ولى اراده آنان اراده ديگر را نمى خواهد تا تسلسل لازم آيد .
بنا بر هيچ تسلسلى لازم نمى آيد و مراد از قول ، قول تكوينى است ، تعبير آيه از شهكارىهاى علمى قرآن است كه من در هيچ كلامى نديدهام و نه پيامبر درس ناخوانده اسلام ( ص ) مىتوانست چنين عبارتى را در بيدارى بگويد و يا تصور كند ، تا چه رسد كه به