اند و روى تك تك آيات آن و حتى كلمات آن غور كرده اند و جمعى از دانشمندان غير مسلمان اعتراف به عظمت قرآن نموده اند و در اين مورد كتاب هايى نوشته اند و به فارسى ترجمه شده ، و اين آقا مى آيد با يك بيان الحادى خود سراسر قرآن را غرق در تناقضات مىداند . چه پررويى و بى حيايى ! ! گويى او در مورد كتاب مجهولى صحبت مىكند كه كسى از آن خبر ندارد ؛ شايد چنين بى شرمى در تاريخ بشر بى سابقه باشد .
حالا اين تناقض در كجاست ؟ او آيه مباركه
« لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ »
( سوره انبياء ، آيه 23 ) ؛ را با آيه
« رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » .
( سوره نساء ، آيه 165 ) ، و امثال آن متناقض مىداند .
او نمى داند يا خود را به نادانى مى زند ؛ آيه اول مى گويد خداوند از كار خود سوال نمىشود ، چون كار هاى او اقسامى دارد ، از كار هاى او خلق آسمان ها و زمين است و از كار هاى او خلق ملايكه است و خلق جن و خلق انواع متعدد حيوانات و خلق انسان است . او حكيم است و همه را به حق آفريده ، علم و قدرت او ذاتى و لايتناهى و مالك حقيقى است ، كى ها حق سوال از او را دارند كه از افعال او سوال كنند ؟
ولى بندگان ، مخلوق خدا هستند و او خالق و مالك حقيقى همه مخلوقات خود است و همه انسان ها را براى بندگانى خود آفريده و از مطيعين و متخلفين از همه حق سوال را دارد كه در برابر خالق و رازق و منعم خود از عمل هاى خود كه سوال مى شوند جواب بدهند .
معناى آيه روشن است « 1 » معناى آيه اين نيست كه او بر بندگان خود اگر ظلم كند مىتواند و كسى حق سوال را ندارد ، چون امكان اين فرض منتفى است ، او حكيم و عادل و بلكه
هامش
( 1 ) -چشم باز و گوش باز و اين عمى * حيرتم از چشم بندى خدا