تجويز آن باز استحاله آن لازم مى آيد . « 1 »
حالا كه اين مقدمه روشن شد ببينيم آقاى سروش چه تناقضى در قرآن پيدا كرده ؟ راست مى گويد يا اشتباه نموده و نافهمى به مفهوم تناقض او را به بيراهه برده ؟ و يا عمدا براى اثبات رؤيايى بودن قرآن ( ابطال قرآن ) مغالطه مى نمايد . « 2 »
او در دفتر سوم خود چند موضوع متناقض را بيان مى دارد :
آب آتش گرفته
او به آيه
« وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ »
ايراد گرفته كه وقتى دريا ها آتش گيرد ! او در اين مورد رجز خوانى زيادى كرده و حتى يك ورق قبل به پيامبر بزرگوار اسلام ( ص ) توهين نموده كه نمى خواهم آن ها را نقل كنم .
خب اگر دريا آتش بگيرد تناقض است ؟
« وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ »
مسلما تناقضى كه ما قبلا آن را توضيح داديم ، نيست .
ولى ممكن است گفته شود او به معناى مصطلح تناقض در فلسفه جاهل بوده و منظورش اين است كه رؤياى پيامبر كاذب بوده و امر ناممكنى را ممكن دانسته ؛ پس قرآن خواب و خيال است نه كلام خداوند .
آقاى سروش امروز نوجوانان در مدارس همه مى دانند كه آب از اكسيجن و هيدروجن
هامش
( 1 ) - وقتى گفته شود تناقض جايز است ، در جواب گفته مىشود يك مصداق تناقض جايز شما خود همين استحاله و امكان تناقض است كه بايد دو قضيه نقيض را قبول كنيد ! و از قول به جواز آن اقرار به استحاله آن به دست مى آيد . ( دقت شود ) .
( 2 ) - در فرض دوم انگيزه او روانى است يا اقتصادى و روانى بودن نيز احتمالاتى دارد . ما گمان بد به او نمى بريم ، خودش انگيزه خود را مىداند .