نواخته اند ، هر افراط ، تفريطى را در پى دارد و انسانيت ما در پيروى از واقعيت ها است ؛ بايد بگوييم انسان ها در سخنرانى و تأليفات خود مختار اند يكى از نظام هاى عقلايى را انتخاب كنند و هيچ كسى بر ديگرى حق ايراد ندارد و بسيار احمقانه و حد اقل بى خردانه است كه كتاب آسمانى را به دليل اين كه نظم فعلى قرآن مخالف نظام مألوف ما است رد كنند و مصداق اين شعر شوند :
اى . . . عرصه سيمرغ نه جولان گه توست عرض خود مى برى و زحمت ما مى دارى
خداوند نظم قرآن را چنين احسن ديده و هيچ ايرادى هم ندارد .
دفتر سوم سروش ؛ مقراض تيز تناقض
تناقض به اصطلاح متكلمين و فلاسفه عبارت است از جمع هستى و نيستى يك شىء در زمان و مكان واحد بلكه با حفظ همه وحدات تناقض كه جمعى آن را در هشت وحدت منحصر نموده اند « 1 » و به نظر دقيق در حدود سى وحدت وجود دارد .
بايد روشن و واضح به عنوان يك عقل گرا بگوييم كه تناقض ممتنع و مستحيل و ناشدنى است و استحاله آن هم ضرورى و بديهى مى باشد و هيچ عاقلى آن را ممكن ندانسته و در آينده هم هيچ خرد مندى آن را ممكن نخواهد دانست .
تضاد منطقى نيز مانند تناقض مستحيل و ناممكن است .
هامش
( 1 ) -در تناقض هشت وحدت شرط دادن * وحدت موضوع و محمول و مكان
وحدت شرط و اضافه جزء كل * قوه و فعل است در آخر زمانمولف كتاب رهبر خرد كه در فن منطق تأليف شده و نگارنده آن را در ايام جوانى خود مطالعه كرده ام ، شماره وحدات تناقض را تا سى تا بالا برده است . اين اختلاف اصطلاحى است و گرنه هيچ اختلاف واقعى در استحاله تناقض با حفظ همه وحدات آن بين عقلا وجود ندارد .