اما اين كه وقوع تناقض و يا حتى ادعاى ضرورت وقوع تناقض در كتاب هاى طرفداران منطق دياليكتيك ماركسزم لنينزم كه به عنوان يكى از اصول چهار گانه اين دستهى از كمونستان جا گرفته بود ، بسيار افتضاح و رسوايى را براى آنان به بار آورد و طفلك هاى ماركسزم هدف واقعى شان امكان تناقض فلسفى نبود و نه آن را مى دانستند و نه فرق تناقض و تضاد منطقى را مى فهميدند . نود درصد اصول به اصطلاح علمى شان ! ! شعار هاى سياسى بود و در بهترين حالات از علوم تجربى گاهى گپى مى زدند كه دانشمند شناخته شوند ! ! !
مراد آنان از تناقض و ضرورت وقوع آن ، تضاد عوامل فيزيكى بود كه به تخم مرغ و جوجه مرغ ( تز ، انتى تز و سنتز ) مثال مى زدند و از بى سوادى بين تناقض و تضاد منطقى و تضاد عوامل فيزيكى هيچ فرقى نمى دانستند .
روزى كه واقعيات عينى ، نظام اقتصادى بى پايه شوروى را فلج كرد ، نظام سياسى آن بر هم خورد و روسيه و دولت هاى جدا شده از آن همه به طرف سرمايه دارى رفتند ، ديگر كسى از فلسفه ماركسزم و اقتصاد آن صحبت نكرد و اصول چهار گانه ماركسزم هم به باد فراموشى رفت و جوجه كمونست هاى مستضعف كشور هاى شرقى كه فهميدند آنچه واقعيت دارد پول هاى غربى ها است و كمونزم خواب و خيال ! ! جمع كثيرى كه توانستند نصف دايره چرخيدند و پرچم كاپيتالزم را بوسيدند .
به هر حال تناقض محال است ، در هر علم و هر فرضيه و در هر قانون و در هر دينى كه باشد آن را باطل مى سازد . متخصصين علوم عقلى ( منطق ، كلام و فلسفه ) مى دانند كه از
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 372
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٧٢