تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
باشد . « 1 » خلاصه ممكن است مثنوى مولوى شما كه در عالم بيدارى و معرفت كامل سروده شده ، ادبيات و نظم عرفى معانى آن به مراتب از قرآنى كه رؤياى مرد درس نخوانده بوده و پر از تناقض و پارادوكس است ، به نظر شما بهتر آيد . ولى مى خواهم تكرار كنم كه « اين التراب و رب الارباب » . شما حتما كه در ايران بوده ايد ، كتابى را كه من در نوجوانى در قندهار خوانده ام و چاپ و ترجمه ايران بود ، خوانده ايد شايد از طبع آن بيشتر از پنجاه سال بگذرد ، اسم آن « محمد در نظر ديگران » بود ؛ شايد عمدا آن را فراموش نكرده باشيد كه غربى هايى كه مسلمان نبودند ، چگونه از قرآن و آورنده آن تمجيد كرده اند . فكر نكنم شما آن قدر فرو رفته باشيد كه از همه داخلى ها و خارجى هاى مسلمانان و كفار غربى كه در برابر قرآن و آورنده بزرگ آن تعظيم كرده اند ، خود را برتر و عاقل تر بدانيد . شما اختيار داريد كه هرچه بخواهيد قرآن و آورنده آن را و نظم جملات و آيات مقدسه آن را كه از مردى كه در خواب پريشان خود ديده ، متهم كنيد ؛ ولى براى فروكش كردن غرور و كلمات زننده مكرر شما ، بايد چيزى ديگرى به ياد شما بياورم تا كمى بر خلاف ميل خود دچار انفعال عقلانى شويد كه آقاى ميشل اچ هارت آمريكايى در كتاب
هامش
( 1 ) - كاشك مى دانستم شما در محبت و ادب به پيامبر اسلام خواب رفته و مولوى معنوى عارف چه مقدار اختلاف قايليد . ممكن است در برزخ روح شما در جوار مولاناى شما باشد . ولى گمان نكنم مولوى شما را با اين هتاكى هاى تان در كنار خود بپذيرد ، او از اعتماد به نفس برخوردارد بوده ، ولى شما . . . . و حتى آيت الله منتظرى ( ره ) با احترامى كه از شما در كتاب خود نموده بازهم نتوانست اعتما به نفس شما را تقويه كنند ، و گرنه خرافه رؤيايى بودن قرآن را به اين دليل كنار مى مانديد كه در طول تاريخ نظيرى در بين افراد بشر ندارد .