تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
النبيين ( ص ) مى باشد ، به هر انگيزه‌اى كه داشته ، « 1 » از يك نكته سهوا يا عمدا غفلت كرده است و آن اين كه به چه دليل خداوند جهان را مكلف به پيروى از نظم انسان ها قرار داده ؟ و چرا او از خدا انتظار داشته از روش تأليف مولفين بشرى پيروى كند ؟ ! گوستاولبون فرانسوى در كتاب تمدن اسلام و عرب همين موضوع را بيان مىكند كه آيات قرآن نظم ندارد ، و چون او هم مانند سروش به پيامبرى آن حضرت اعتقاد ندارد ، بى نظمى مذكور را معلول بى سوادى آن حضرت دانسته است . حرف او با توجه به انكار نبوت موجه به نظر مى رسد ، ولى سروش آن بى نظمى را دليل خواب هاى پريشان آن حضرت ( ص ) مىداند كه ياوه گويى صرف است . فرق اين دو تن در اين است كه هدف گستاولبون مكارى و خدعه و نيرنگ و فريب مردم نبوده ، بلكه به عنوان يك تحليل گر نظر خود را بيان كرده و البته كه در نظر خود اشتباه نموده كه بعدا خواهيم فهميد . ولى سروش ضمنا مى خواهد حتى المقدور مردم او را به چهره منكر نشناسند ، بلكه اورا به چهره يك تحليل گر بدانند ، لذا به دو رويى و نفاق ، به خواب ديدن و رؤيا متوسل شده كه دروغى است آشكار و در حقيقت نسبت دادن قرآن به خواب هاى آشفته يك مرد عرب از نظر دين الحاد است و از نظر عقل و اعتبارات عقلايى مثل ادعاى دو ضرب دو مساوى به سه مى باشد و گمان نمى كنم آقاى سروش عاقل در اين ادعا جدى و به آن باور مند باشد . كاشك اين نويسنده مقدارى علم مى آموخت تا مى دانست تنها احكام سه گانه عقلى
هامش
( 1 ) - خود او خداى او به آن آگاه است ، بلكه ممكن است روان شناسى او با روان كاوى ( مغز خود آگاه و تاخود آگاه او ) نيز باهم در اين انكار و افراط متغاير باشد .
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 365 | الشيخ محمد آصف المحسني