تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
بين واجب الوجود و ممكن الوجود به يك شكل واحد تطبيق مىشود ، و در غير آن دليلى وجود ندارد كه خداوند بايد از روش انسان ها پيروى كند . و روش كتب آسمانى با مؤلفات بشرى يكسان باشد . ما به عنوان بنده و مخلوق و انسان دربند احساسات و عواطف و عادات و رسوم خود قواعدى داريم كه به استثناى موارد خاص نمى توانيم از خدا انتظار داشته باشيم كه به نظام ما عمل كند . اين التراب و رب الارباب . آقاى سروش شما را به جان مولوى و به حق مثنوى معنوى او كمى با احتياط قلم فرسايى كنيد ، شرايع آسمانى را به شكل مبتذل آن استهزاء و مسخره نكنيد . مسلمان نبودن و مرتد شدن يك مطلب است ، ولى تمسك به خرافات و نيرنگ با مردم كار عقلا نيست ، تا چه رسد به اهل علم . بين شما و گوستاولبون مادى يك دنيا فرق اخلاقى وجود دارد ، خيلى ها آن آقا را احترام مىكند او به شخصيت علمى خود احترام داشته ؛ ولى شما به عنوان يك نيرنگ باز كه قلم شما با وجدان شما مباينت و تضاد دارد خيلى خود را در انظار بى طرف ها ، خوار ساخته ايد كه بعضى ها احتمال مى دهند دلار ها ضمير شما را خريدارى كرده ( يعنى مأمور هستيد و مأمور معذور است ) البته من اين اتهام را بى دليل مى دانم . يك كمى تعقل و تدبر را از شبلى شميل بياموزيد او اولا عرب مسيحى بود و سپس مادى و ملحد شد ولى قرآن را از شما بهتر مى فهميد . او مى گويد :
انى و ان اك قد كفرت بدينه * هل اكفرن بمحكم الآيات
من اگرچه منكر دين و وحيانى بودن قرآن از جانب خداوندم و خدا را قبول ندارم ، ولى ( به عنوان يك انسان با عقل و وجدان ) به آيات قرآن مىشود كافر شوم ؟ همه كمالات پيامبر و خوبى هاى او را كنار بگذار ، ولى قرآن او جامع همه غايات بشرى