يك ايراد اشتباه آميز او
در آخر هاى دفتر دوم اوراق ، او بر گسستگى و پريشانى بين آيات قرآن ايراد مى گيرد و به عنوان مثال از دو سوره مائده و سوره نور « 1 » نام مى برد و مى گويد كه آيات آن ها پيوند طبيعى ندارند و به گزافه گويى پرداخته ، تا جايى كه مىگويد : « پراكندگى در آيات اين سوره و حتى در يك آيه واحد مشهود است و چنان است كه در نوشته نويسندگان تازه كار هم ديده نمىشود ، گويى بايد گفت . . . بى خبرى صاحب وحى و خداى آداب دان . . . بلكه تابع ساختار مه آلود و خواب آلود رؤيا ها است كه غالبا نظم منطقى ندارد و از سويى به سويى و از گوشهاى به گوشهاى مى روند و فاقد انسجام است . ( اين ادب خواب است و ادب خواب جمله بى ادبى است ) ! !
او قبل و بعدا در همين محل به پُر رويى گزافه گويى پرداخته و از حقيقت به كلى در غفلت و يا تغافل بوده است !
نظمى كه در كتاب هاى مولفين بشرى رايج بوده است ، و احتمالا در آينده نيز چنين باشد ، چه در ترتيب ابواب و فصول ( سوره ها ) و چه در تقديم و تأخير مطالب و چه در ترتيب فروع يك اصل و چه در تبيين معانى از حيث تفصيل و اجمال ( خلاصه گويى ) و حتى گاهى از نظر ايضاح و ابهام و ترتيب جملات و تقديم و تأخير كلمات تابع اغراض مولفين و در خطابه ها و سخنرانى ها تابع اهداف متكلمين هستند .
و در مجموع در نوشتهها و صبحت هاى انسانى يك قدر جامع پيدا مىشود و متأسفانه نويسنده مغرور ما كه در پى تخريب همه اديان كره زمين از شريعت آدم ( ع ) گرفته تا خاتم
هامش
( 1 ) - بعيد نيست سوره نور يك مرتبه و كاملا نازل شده باشد ، و دليل اين احتمال آيه اول اين سوره است .