و 23 سال ادامه داشته است .
ابوجهل نادانِ ذليل
« كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ ، ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ »
( العلق : 15 - 16 ) ؛ چنين نيست اگر ( ابوجهل ) دست از اذيت تو بر ندارد موى پيش سرش را مىگيريم . ناصيه مرد دروغگو و خطا كار را .
اين آيه مباركه در مكه مكرمه در اوج قدرت اين مرد پليد مشرك و ضعف ظاهرى مسلمانان نازل شد ، عذاب قيامت او نيز معلوم است ؛ ولى براى عبرت گرفتن اين قصه ى تاريخى را بخوانيد :
وقتى سوره الرحمن نازل شد پيغامبر ( ص ) با اصحاب خود گفت چه كسى از شما سوره را بر بزرگان قريش مى خواند ؟ حاضران از ترس كمى سكوت كردند عبدالله بن مسعود گفت من حاضرم .
ابن مسعود كه جسه اى كوچك داشت و از نظر جسمانى ضعيف بود بر خاست و نزد سران قريش آمد ، آنها را در گرد كعبه جمع ديد ، تلاوت سوره ى الرحمن را آغاز كرد .
ابوجهل بر خاست و چنان سيلى به صورت او زد كه گوش او پاره شد و خون جارى گشت !
ابن مسعود گريان به خدمت پيامبر ( ص ) آمد ، هنگامى كه چشم پيامبر ( ص ) بر او افتاد ، ناراحت شد سر را به زير انداخت و در غم و اندوه عميقى فرو رفت .
ناگهان جبرئيل نازل شد در حالى كه خندان و مسرور بود ، فرمود : اى جبرئيل چرا مى خندى در حالى كه ابن مسعود گريان است ؟ عرض كرد به زودى دليل آن را خواهى دانست .
اين ماجرا گذشت ، هنگامى كه مسلمانان روز جنگ بدر پيروز شدند ، ابن مسعود در ميان كشته هاى مشركان گردش مى كرد ، چشمش به ابوجهل افتاد ، در حالى كه آخرين نفسهاى