را كه مى خواهند آغازكنند ، با بسم الله آغاز كنند ، پس در حقيقت آيه مورد بحث دستور العمل است ؛ نظير امر به گفتن ان شاء الله در آيهى :
« وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً ، إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
( الكهف : 23 - 24 ) « 1 »
و در جمله ى
« رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ »
اشاره شده است به اينكه رب تو ، تنها و تنها آن كسى است كه عالم را آفريده و اين همان توحيد ربوبيت است كه مقتضى است عبادت را در آن منحصر كنند ، و اين خود رد اعتقاد مشركين است كه مىگفتند خداى سبحان تنها خلقت و ايجاد را به عهده دارد ، و اما ربوبيت يعنى مالكيت و تدبير عالم از آن مقربين درگاه او است و خداى تعالى بعد از ايجاد عالم ، تدبير امور آن را به عهده آنان گذاشته ، كه يا از جنس فرشتگانند ، و يا از جنس جن ، و يا افراد برجسته اى از انسان . در آيهى مورد بحث اشاره كرده به اينكه خير ، چنين نيست و تصريح كرده به اينكه ربوبيت هم مانند خلقت مخصوص خداى تعالى است . و از جمله خلق الانسان من علق منظور از انسان جنس بشر است كه از راه تناسل پديد مىآيد و كلمهى « علق » به معناى خون بسته شده است ؛ يعنى اولين حالتى كه منى در رحم به خود مىگيرد .
پس آيهى شريفه به تدبير الهى وارد بر انسان اشاره دارد ، تدبيرش از لحظه اى كه به صورت « علقه » در مى آيد ، تا وقتى كه انسانى تام الخلقه مىشود ، و داراى صفاتى عجيب و افعالى محيرالعقول مىگردد ، پس انسان ، انسانى تمام و كامل نمىشود ، مگر به تدبير مستمر و پى در پى خداى تعالى كه اين تدبير پى در پى چيزى نيست مگر خلقت پى در پى ، ( پس ممكن نيست خلقت را از خدا و تدبير را از غير او بدانيم ) پس خداى تعالى به عين همان دليل كه خالق انسان است مدبر او نيز هست ، در نتيجه انسان چارهاى جز اين ندارد كه خداى واحد
هامش
( 1 ) - هر گز مگويى فردا اين كار را خواهم كرد مگر ان كه كلام خود را مقيد كنى به خواست خدا .